قول

خرید بک لینک

وبلاگم مرا یاد متروی تهران- کرج می اندازد. تازه رفته بودیم کرج و منهنوز به دویدنها و لای در گیر کردنها و بوی عرق و نگاههای خیره و لبخندهای غریب ودوباره دویدن ها و ... عادت نکرده بودم. بین همه ی این فشارهای صوتی و تصویری وبودار یک چیز برایم پر بود از جذابیت! قصه ی آدمها.

شروع کردم به نوشتن گاه و بیگاه از قصه ی خودم با موضوع ِ قرمز ِ اچبی و فکر کردم که با نوشتن برای دوست داشتنمان سند منگوله دار صادر میکنم و البتهکه کردم. مینوشتم و اچ بی میخواند و همین خواندن، همین حرکت مردمک چشمهایش مرا بهنوشتن علاقه مند کرد. حالا بیشتر از چهارسال از اولین نوشته های قرمزم میگذرد و من این روزها دیگر نمیتوانم به ننوشتن فکرکنم. اچ بی کنارم است و من بیشتر از همه زندگی ام پر از آرامشم. آرامشی که انگارکلماتم را صیقل میدهد و همه شان را یک دست و یک شکل و یک معنی کنار هم ردیف میکندو اینطور میشود که من پر میشوم از تکرار هجمی از تکه تکه های زندگی اینبار نه فقطقرمز که آبی و زرد و صورتی و سبز و بنفش. رنگی رنگی مثل خود ِ خود زندگی با ریتمی تکراریو دلنشین.

اینها را نوشتم که خودم را بعد از هربار مرورش شرمنده کنم. نوشتم کهقولی باشد به خودم برای بیشتر نوشتن. یک هفته دیگر مانده تا سال دیگر. سالی کهقرار است به خوبی همین امسال باشد اما "من" اش کارهایی که دوست دارد رابیشتر و جدی تر دنبال کند.

برای چشمهای همیشه همراه: برای تو مینویسم حتی اگر "تویی"در نوشته ها نباشد پس لطفا کنارم باش بیشتر از همیشه.

کاش بغل دستی ام پاییز را دوست داشت...

ما را در سایت کاش بغل دستی ام پاییز را دوست داشت دنبال می‌کنید

برچسب: قولي احبك,قولدن سنت,قول,قولون عصبي,قولون,قول بس لاتقول,قولنج,قول عني ماتقول,قولي عملك ايه قلبي,قولون العصبي, نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 6:46

صفحه بندی